
ای شهر شاعر پَروَرو، شیراز از گل بهترو / کو شاعرو، کو دلبرو، کو ساقیو، کو ساغرو؟
کو پَرگلو، کو بلبلو، کو دشتِ یاسم و سمبلو / کو نهرِ آبو، کو پُلو، کو زمزمۀ شاخۀ تَرو
جُمعوی تابسون داغ ِ داغ، شیرازیای گُل، هم ایاغ / دلخوش زیرِ بُنگاه تو باغ، یار ئی بَرو، تار او بَرو
باغ ارم باغ صفا باغ خلیلی دلگشا / پربودباغوی شهرمااز عطرعاشق پروَرو
ای شهر ازعالم سَرو، شیرازِ چون گل پَرپَرو / کو عاشقت، عاشق تَرو، کو بیژن سمندرو؟
بهار 1375/بخشي از شعر "شيراز از گل بهترو" از كتاب ياد شيراز/ دكتر بيژن سمندر
پيشترها در روزنامه اعتماد خوانده بودم كه دکتر بیژن سمندر متولد 1316 و فارغ التحصیل رشته ادبیات فارسی برخلاف اغلب شاعران بومی سرا که افرادی عامی و اغلب فاقد سواد و دانش آکادامیک هستند و شعرهايشان را بیشتر به قصد ترویج واژگان و لهجهی محلی خود میسرایند، شعرهای شیرازی خود را با جدیت و تسلطی که بر شعر و قوانین و قواعد کلاسیک آن دارد سروده است .او ترانه سراست و ترانهی مشهور "گل سنگ" نيزاز سروده های اوست. او در دانشگاههای شیراز و واشینگتن تحصیل کرده، سالها در رادیو در شورای شعر و ترانه بوده، سردبیر کمیتههای نمایش و جوانان رادیو ایران بوده و در دههی 50 نیز مجلهی "فرهنگ و مردم" را سردبیری کرده است. او تار نیز مینوازد و دو آلبوم با ساز و شعر خوانیاش منتشر شده. کتابهایش پرندوش، شعر شهر، شعر شیراز، شیراز از گل بهترو و به یاد شیراز نام دارند. به اضافهی فرهنگ کوچکی از لغات و اصطلاحات شیرازی. سمندر که از سالهای پیش از انقلاب در آمریکا زندگی میکند و اکنون به سبب بیماری پارکینسون در بيمارستاني در لس انجلس بستري است.
پارسال هم در چنين روزهاي بهاري اي يكي ديگر از شعرهاي زيبايش به نام "از شهر چه خبر؟ " را در وبلاگم گذاشته بودم.
پ.ن:
به قول فريدون مشيري:
هرکه بیند همچو من شیراز را فصل بهار / میزند بیشک از اینجا پشت پا بر هر دیار
آن بهشت جاودان شیراز میباشد که باد / مشک تر میآورد با خود ز هرسو بار بار
در لطافت، در طراوت، در صفا، در تازگی / بر سر گیتی بود شیراز تاج افتخار
راحت جانست الحق این هوای روح بخش / سرو شیراز است بیشک قامت دلجوی یار...
خلاصه كه اين روزها شيراز و بهار و قامت دلجوي يار فرصتي براي وبلاگ نوشتنم نگذاشته اند!