تبليغاتX
روزانه
جمعه 17 مهر1388

 ساقي به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

هرگز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جريده عالم دوام ما*

 پ.ن:

خداوند متعال را شاکرم که دوام ما به خوبی و آن طور که می خواستیم بر جریده عالم درچنین روزی ثبت شد.ممنون از تبریک و لطف فراوان همه دوستان عزیز و جای همه آنهایی که نبودند سبز و تشکرفراوان از مریم ونازنین ونرگس عزیزم که زحمت آمدن کشیدند و خوشی احوالمان را چندین برابر کردند.

این روزها هم مشغول تدارک جشن عروسی و مرتب کردن خانه جدیدمان هستم وازنوشتن معذور.انشاالله به زودی برمیگردم;)

*ازمتن کارت دعوتمون

++
     سارا  | 

جمعه 3 مهر1388

این روزهایم پرازفعالیت، جنب و جوش، تجربه ،خرج، خستگی ، خاطره و خوشحالی است.آماده شدن برای برگزاری دومراسم درکمتراز یک ماه دردوشهر متفاوت و دور و مقدمات شروع یک زندگی جدید رافراهم آوردن دقیقا به اندازه یک پایان نامه فوق لیسانس نیازبه دوندگی، تحقیق و بررسی، صرف هزینه و زمان، همه خانواده یاری کنند تا من بالاخره کاری کنم، انجام کارمداوم و شبانه روزی و سرانجام بهره برداری و گرفتن نتیجه و دفاعیه درمقابل خودم ، خودش و اطرافیانمان دارد و تقریباباید همه رو نسبت به نتایجش راضی نگه داشت تا نمره قابل قبولی گرفت!شیرینی ماجرا به اینست که می دانم زندگیم به قبل و بعد این روزها تقسیم می شوند و تک تک کارهایی که این روزهایم دارم به بخش خاطره ساز زندگی ام می روند.مثل خاطره اولین باری که یک ژپون را پوشیدم!ژپون یک تورِکش دارِفنردارِدامن شکل است که زیر دامن لباسهای عروسی و سایرمراسم می پوشند و دامن آدم را پف دار نشان می دهد(من تا مدتها فکر میکردم این جورلباسها خودشان بالقوه پف دارند تا نگو قضیه چیزدیگرست!)آداب خاصی هم در پوشیدن دارند به این صورت که معمولا در مزونها به یک اتاق پرو با4 الی 6عدد آینه تمام قد رفته روی یک سکو ایستاده و آن ژپون و لباس مذکور رویش را با احترام خاصی به تن کرده و خودرا از همه جهات در آینه دیده و اولین بار که انسان در چنین موقعیتی قرار می گیرد احساس نوستالژیک دخترانه ی رویاهای سیندرلایی و پسرپادشاهی کارتونهای والت دیسنی شدیدی به وی دست داده و دقیقا آن لحظه است که زندگیش یک جورهایی به قبل و بعد پوشیدن ژپون تقسیم می شود!و تجربه حسها و چیزهای بسیاری از این قبیل که برایم دوست داشتنی و جذابند.

++
     سارا  |