
نمي دانم چندتا پنجره روبروي پنجره اتاقم است؟
50 تا، 60 تا ،100 تا؟!
بعضي هميشه بسته اند
بعضي هميشه بازند
و فقط بعضي كسي هميشه پشتشان ايستاده !
مردي گلداني مي گذارد،
زني بچه اش را روي شانه اش مي خواباند،
پسري با تلفنش حرف مي زند،
دختري موهايش را شانه مي كند،
و يا حتي گاهي كسي سفره غذايش را مي تكاند!
اسمشان را گذاشته ام: آدمهاي پنجره اي!
انگار هر كسي يك تكه ي كوچك از زندگيش را نشانم مي دهد، بي آنكه بدانم كيست!
دوست داشتني اند
پنجره هايي كه كسي هميشه پشتشان ايستاده...


