در سال گذشته فيلمهاي زيادي ديدم كه فرصت نوشتن و حرف زدن دربارشون روپيدا نكردم.هرچند همه اونها ارزش حرف زدن نداشتن...:
عشق سگي
فيلم فوق العاده اي از ايناريتوي مكزيكي.اين فيلم رو قبل از 21 گرم و بابل ساخته و البته به همون اندازه جذاب، فوق العاده و تاثيرگذار.يك فيلم غيرخطي و دايره وار با روايت سه داستان كه در يك صحنه تصادف بهم گره مي خورند. اين فيلم را بارها بايد ديد.
ماريا آنتوانت
فيلمي بر اساس زندگي واقعي ماريا آنتوانت ملكه فرانسه .عاشق لباسها، آرايش مو و مراسم و آئين توي فيلم بودم.فيلم دخترانه، شاد و نازي بود.
مالنا
فيلمي ايتاليايي از عشق دیوانهوار پسر بچهای ۱۳ ساله به مالنا (زن یک سرباز مفقود ایتالیایی)در جزیره سیسیل ایتالیا هنگام جنگ جهانی دوم . يه طنز خيلي تلخ توي فيلم بود كه دوسش داشتم.
آنسوي مرزها
حكايت تلخ و واقعي مردم گرسنه و غرق در فقر كشورهاي آفريقايي و حمايت اندك و با مشكلات فراوانِ مردم كشورهاي مرفه و بي درد.خيلي تاثربرانگيز بود .
دختر افسارگسيخته
داستان دختري كه پس از خودكشي به آسايشگاهي رواني منتقل مي شود تا دوباره خود را پيدا كند و داستان آشنايي با آدمها و مشكلات گوناگونشان در آنجا.با اينكه من عاشق Winona Ryder هستم ولي فيلم چندان چنگي به دلم نزد.
مرد در آتش
يك فيلم خشن و فوق العاده عاطفي.خوب بود.
تعطيلات مستربين
حماقت هايش تمامي ندارد اين مرد نازنين
رودخانه Mystic
يك آدم آروم و سرخورده كه در بچگي مورد آزار جنسي واقع شده و دست همه اتهامها و جنايت رخ داده در فيلم به سمت اوست در حالي كه داستان چيز ديگري است...فيلمي مرموز و خوش ساخت با بازي شان پن اما اصلا دوستش نداشتم كلا از اين جور فيلمها خوشم نمي ياد چون احساس مي كنم چيز مثبتي رو به آدم اضافه نمي كنه فقط اندوه و رنج رو نشون مي ده.
ما بايد برقصيم
اصولا فيلمهايي كه جنيفرلوپز در آن بازي مي كند را دوست ندارم.بي مزه و ساده اند!
سنتوري
بهرام رادان به نظرم در نقش يه آدم معتاد فوق العاده بود.نقدهاي منفي زيادي ازش خوندم ولي من فيلمو دوست داشتم.
دايره زنگي
واسه يه سريال طنز تلوزيوني خوب بود ولي در حد يه فيلم سينمايي افتضاح!