تبليغاتX
روزانه
روزانه
نگارش در تاريخ دوشنبه 29 مرداد1386 توسط سارا

ای دخترانی

که زندگی عاطفی اسکارلت اوهارا را در پیش می گیرید

یکطرفه عاشق می شوید و

قلب خود را همیشه قربانی غم و حسرت می کنید

آگاه باشید که

اشلی متعلق به زندگی دیگری است

و کل زندگی ارزش چنین رنج ابلهانه ای را ندارد

بربادرفته بودن شهامت نیست

حقارت است و اندوه...

 

نگارش در تاريخ دوشنبه 15 مرداد1386 توسط سارا

داستان های برق‌آسا (Flash Fiction) اصطلاحي است كه گردآورندگان مجموعه‌اي به همين نام براي نوعي از داستان بسيار كوتاه انتخاب كرده‌اند. داستاني كه حجمش بين 250 كلمه تا 750 كلمه متغير است.

تا دهه 50 ميلادي، در برخي مجله‌ها نمونه‌هايي از اين نوع داستان‌ها يافت مي‌شد، اما از ميانه‌هاي دهه 70 داستان كمتر از پنج صفحه را به‌ندرت در نشريات معتبر ادبي به چاپ مي‌رساندند تا اينكه از اواخر دهه 80، با چاپ داستان‌هاي بسيار كوتاه ريموند كارور و جويس كارول اوتس در مجله‌هاي معتبر ادبي آمریکا، اين نوع داستان رسميتي دوباره يافت.

 

این مجموعه 3جلدی (جلد 4 هم گویا در دست انتشار است ) که هر مجموعه ی آن شامل 12 داستان است از 12 نویسنده مختلف و برخی مشهور جهان چون خوليو كورتاسار، ريچارد براتيگان، جان آپدایک، مارگارت اتوود و... كه به انتخاب و ترجمه پژمان طهرانيان از انتشارات مان کتاب در قطع پالتویی منتشر شده است.

داستان‌هاي برق‌آسا پر است از اين داستان‌ها، داستان‌هايي كه همچون قطعه‌اي موسيقي ناب يا يك نمايشنامه كوبنده تك‌پرده‌اي با فشردگي و ايجاز خاص خود، گاه انعكاس‌دهنده عميق‌ترين و فراگيرترين عواطف انساني هستند و گاه آيينه‌اي هستند كوچك، اما تمام‌نما از جامعه بزرگ بشري.

 

خلاصه  به آن دسته از دوستانی  که به این نوع داستانها علاقه دارند

 و در طول روز زمانهای مرده (سرویس ،اتوبوس ،ایستگاه مترو و...) دارند

 خواندن این مجموعه شدیدا توصیه می شود!

 

مرتبط:

پژمان طهرانیان _ ایران

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه 11 مرداد1386 توسط سارا

 

و آنگاه که زبان از سخن باز می ماند

موسیقی آغاز می شود

.

.

.

شب خاطره انگیزی بود

کارشون  عالی بود

شاد شدیم و پر انرژی

 

نگارش در تاريخ دوشنبه 1 مرداد1386 توسط سارا

یک بوس کوچولو   

 

اونایی که آدمای خوبی بودند وجدانشون آسوده است، مرگ براشون مثل یک بوس کوچولو می مونه ...

 

چقدر به مرگ فکر می کنیم؟اصلا فکر می کنیم؟اصلا باید فکر کرد ؟!

 

بهمن فرمان آرا با ساخت فیلمهایی با مضمون مرگ، آدم را به تفکر درباره زندگی وا می داره ،بوی کافور عطر یاس ،خانه ای روی آب و یک بوس کوچولو همگی به روایت مرگ می پردازند ....

خوشم میاد از اینکه گاهی مجبورم کنند سرم رو از درون پیله زندگی بیرون بیارم و یادم باشه که هیچ کلمه ای به اندازه خوبی آرامش بخش نیست ...

 

مرتبط:

 نگاهی به فیلم _فرزاد دانش

 انتقام سینمایی!!   

یادداشت حسین سناپور‌ درباره‌ فیلم       

 

***

 

به خاطر رزانا         

 

زن و شوهر عاشقی که به انتظار مرگِ زن که دچار بیماری قلبی است  نشسته اند!و همه آرزویشان اینست که تا زمان مرگ وی در قبرستان دهکده جایی برایش باقی مانده باشد تا بتواند در کنار دخترش دفن شود.مرد همه تلاشی می کند تا یک گور خالی نگه دارد ....

فیلم لطیف و قشنگی بود به کارگردانی پاول ویلند (کارگردان مستربین)و محصول آمريكا وايتاليا در سال 1997

 

مرتبط:

به تعویق انداختن مرگ دیگران 

 

درباره وبلاگ

بلند بلند فکر کردنهای روزانه
روزنوشت لحظه های دلتنگی
و روزمرگی هایم
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ