تبليغاتX
روزانه
دوشنبه 31 اردیبهشت1386

باید بنویسم

همه چیز خیلی راحت تموم می شه

یک دعوای ساده

یک صحبت معمولی و

یک خداحافظی جدی

که توی دروغایی مثل

دوستای خوبی خواهیم موند

غرقش می کنی

اما نمی نویسم

 

باید بنویسم

 این روزها

انگار توی دلم مرکب ریخته اند

همه دوست داشتن هایم خیس و کدرند

اما نمی نویسم

 

باید بنویسم

زندگی ام مثل خونه بعد از مهمونی می مونه

تا ساعتی پیش شلوغ و شاد و پر از خوشگذرونی

مهمونی تمام می شود

و تو می مانی

و  خونه ریخته پاشیده و کثیف ات 

و تنی پر از خستگی و تنهایی

اما نمی نویسم

 

باید بنویسم

.....

....

همان بهتر که نمی نویسم !

++
     سارا 

چهارشنبه 26 اردیبهشت1386

           ..... coming soon

++
     سارا 

دوشنبه 17 اردیبهشت1386

این ابرها را

من در قاب پنجره نگذاشته‌ام

که بردارم

 

اگر آفتاب نمی‌تابد

تقصیر من نیست

 

با این همه شرمنده‌ی توأم

 

خانه‌ام

در مرز خواب و بیداری‌ست

زیر پلک کابوس‌ها

 

مرا ببخش اگر دوستت دارم

و کاری از دستم بر نمی‌آید

 

رسول یونان

 

++
     سارا 

چهارشنبه 5 اردیبهشت1386
موسم دلگیری است ....

++
     سارا