دلم نمي خواد 85 رو مرور كنم كه مدتيه از نوشتن آنچه گذشته فاصله گرفته ام،85 هم مثل همه سالهاي ديگه مثل همه ي زندگي تكراري بود از غم و دلتنگي و گاهي شادي و لبخند...
دلم نمي خواد شبيه بزرگ ترها از نوستالژي "قديم" حرف بزنم و بنويسم "عيد هم عيدهاي قديم"
هميشه روزهاي آخر سال و روزهاي اول سال نو رو دوس دارم فرار كنم! از آجيل و شيريني و خريد عيد و ديد و بازديد به خلوت دوست داشتني خودم...
در سكوت و آرامش به صداي سبز برگها و عطر شكوفه ها گوش بسپارم،
شايد اين روزا تنها فرصتيه كه مي تونم آمدن چيزي رو پشت پنجره به انتظار بشينم
آمدن هميشه طعم شيريني داره....
