تبليغاتX
روزانه
دوشنبه 29 خرداد1385
یه جایی خوندم:

زمان حال ادامه گذشته نیست...

زمان حال کاملا متفاوت است

رانندگی با یه ژیان تو بزرگراه امروزی کار خطرناکیه

نه جاده ها دیگه اون جاده قدیمیه نه ترافیک اون ترافیک گذشته!

چه بسا اگه گذشته ادامه داشت دیگه الان ازش لذت نمی بردیم

امروز رو کشف کن و بچش و زندگی کن ....

++
     سارا 

یکشنبه 28 خرداد1385
بعضی وقتها فکر میکنم خیلی از گره ها بخصوص گره های عاطفیم رو پذیرفتم

پذیرفته ها رو باور کردم

از باورها درس گرفتم

از درس ها راضی ام

از رضایتم خوشحالم!

ولی توی یک بعدازظهر دلگیر و غم انگیز

که با خودم و داشته هام تنها می شم

می بینم فقط این وسط تحقیر شدم !

صبرو تحمل...تجزیه و تحلیل عاطفی...محبت و مهربونیم

ودرسهایی که از زندگی گرفتم در نهایت ازش فقط

یه خط رنج برام باقی مونده...

++
     سارا 

یکشنبه 21 خرداد1385

وای که دلم واسه اینجا یه ذره شده !ولی نمی دونم چرا نمی نویسم؟!

از گرمای 48 درجه ای هواست که برای بار اول می فهمم گرمایعنی چه و درجه تبمو 1300 میکنه

یا گلوله های اضطراب این دوره اعصاب خرد کن آخر ترم

یا بی حوصلگی و نداشتن وقت

یا اون حس لعنتی عجیب و دلتنگ کننده که کلا از نوشتن و خوندن وبلاگ دارم

یا حس خوبی نداشتن از چیپ نوشتن به اسم وبلاگ نویسی

یا تلاش در جهت دور شدن از این دنیای مجازی و غرق شدن تو دنیای واقعیم

یا شروع شدن جام جهانی در حالی که تلویزیون نداریم(قول آوردنشو گرفتیم ها!:دی)

...

نمی دونم هر چی هست خدایا منو به وبلاگم باز گردان ....آمین !

 

* یه چیز با حال  :

مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده:
۱- به حرمت اشک مادر توبه کردم
2- داني که چرا راز نهان با تو نگفتم      طوطي صفتي طاقت اسرار نداري
3- بوق نزن شاگردم خوابه
4- بي تو هرگز ............ باتو؟؟؟؟عمرا !
5- از عشق تو ليلي ........... رفتم زير تريلي (واسه گريسکاري)
6- اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن
7- دنبالم نيا اسيرم مي شي
8- گشتم نبود ............ نگرد نيست
9- سر پاييني برنده           سر بالايي شرمنده

 

پ.ن:یک سیستم نظر خواهی ثابت برایمان کوبانده اند سمت چپ.دستشان درد نکند .

حالش را ببرید و خوشحالمان کنید 

++
     سارا 

شنبه 6 خرداد1385
از خیال سرد من برو...

++
     سارا