بعضيها وقتي حالشون خوب نيست مدام غذا مي خورن
بعضيها مدام راه مي رن
بعضيا مدام كار مي كنن
بعضيا مدام فكر مي كنن
بعضيا مدام مي خوابن
.
.
.
.
و بعضيا مدام آپديت مزخرف مي كنن !
بعضيها وقتي حالشون خوب نيست مدام غذا مي خورن
بعضيها مدام راه مي رن
بعضيا مدام كار مي كنن
بعضيا مدام فكر مي كنن
بعضيا مدام مي خوابن
.
.
.
.
و بعضيا مدام آپديت مزخرف مي كنن !
++
  سارا
اين روزها همون قدر كه خدا از من بدش مي ياد من از درس خوندن !
*******
دو درمان براي عشق!
و تلفن نزن و نامه ننويس
و دوم راه آسانتر:
او را بهتر بشناس.
وندي كوپ (1945)، انگلستان
Two Cures for Love
Wendy Cope
1. Don't see him. Don't phone or write a letter
2. The easy way: get to know him better.
********
چند روزی
همکلام اين دلتنگی انگار هرگز نمیرسد به انتهايم بود
در تلنبار تنهايی
ايستاده در آستان بی حصار همسايه
بی هيچ اشاره و حرفی
اما رفت
رفت و
تنها
خاطرهای خيس بجا ماند و
استعاره ای ژرف
….
کتاب "بود.. چندرغاز روياهايمان را هم ربود"علی بداغی
++
  سارا
یک عاشقانه آرام...ابراهیمی
++
  سارا
يه درخت انار توي كوچه داريم كه نوك شاخه هاش روي ديوارمون لميده
امروز لابه لاي شاخه هاي سياه و خشكش يه انار قرمز خوشرنگ ديدم ...
يه اتفاق قشنگ قرمز وسط شاخه هاي سياه و خشكيده !
هميشه مي تونه اتفاق بيفته ...مگه نه؟!
++
  سارا
حس ميكنم دل و عقلم رو ريختم توي يه مولينكس ، با سرعت 10!
نمي دونم وقتي بايسته چي ازش باقي مي مونه ....
++
  سارا
زمانی که می فهمی یکی دیگه از آرزوهات تو دلت داره می میره...
زمانی که می فهمی یه پله بالاتر رفتی و به پله پایین تر به چشم حقارت نگاه می کنی ..
زمانی که می بینی چاره ای به جز بزرگ شدن نداری...
به یاد اون لحظاتی که اون آرزو یه آزروی خوب و با ازرش برات بوده
یه غم تلخ و عمیق ته دلت رسوب می کنه....
++
  سارا