+
زندگی دست از سرم بر نمی داره ...خدایا چه کار کنم رضایت بدی؟!!! هان؟!
بعضی وقتها فکر می کنم خدا دستشو گذاشته تو گوشش و بلند بلند می گه لالالالالااااااااااا تا صدامو نشنوه!
پ.ن: گرما هم کلافمون کرد خدا جونم ...بی زحمت این یکی رو بی خیال شو ! مرسی
+
دستاتو گرفتم
تا گرمشون بكنم
گرماشونو
با دستاي خودم لمس بكنم
براي خودت
براي خوده خودت
نه براي جبران جنگ جهاني دوم
و نه براي هر چيز ديگه اي زيرش
گرماشونو
براي دستام
يك لحظه به هيچ دليلي
به هيچ بهايي
براي هيچ قولي
براي هيچ انتقامي
فقط براي خوده تو
يك لحظه هم سرد نكن.
از اینجا
+
پست آدم و حوا از این وبلاگ
