برادر کوچک گرامی ام در آستانه ی عزیمت به شهر محل تحصیلش آرشیو فیلمهایش را که به جانش بسته بود و همه را درکیف خاکستری قطوری جاداده بود نزد من به امانت سپرد و لیستی ستاره دار (به سبک طبقه بندی هتلها!)از آنها را به دستم داد و سفارش کرد سعی کنم هرچه باداباد فیلم نبینم و آدم ِ فیلم بین ِ خوبی شوم! والبته گاهی انسان در موقعیت هایی قرار می گیرد که مجبور به هرچه باداباد دیدن فیلم می شود مانند وقتی اتفاقی به اول فیلمی در mbc Persia یا Gem tv می رسد یا اینکه خانه دوستی ،دختر خاله ای جایی گیر می افتد جلوی تلوزیونشان!تقریبا یکماهی می شود که گرفتار کیف خاکستری برادرم شده ام و بالاخره امروزتصمیم گرفتم هربار درباره 6 فیلم که دیده ام بنویسم.سه فیلم ستاره دار و سه فیلم بی ستاره ! باشد که یادم بماند:
کازابلانکا از آن فیلمهایی است که در دسته آنقدر معروف هستند که زشت است آدم ندیده باشدشان کلا! قرار می گیرد.ماجرای عاشقانهای در بحبوحه جنگ جهانی دوم ساخته مايكل كورتيز مجارستانی و با هنرنمایی همفری بوگارت و اینگرید برگمن که همراه با فیلمنامه و دیالوگهای شاهکار به کار رفته در آن از محبوبترین فیلمهای کلاسیک سینماست و حتی برخی آن را بهترین فیلمی میدانند که تاکنون در سیستم استودیویی هالیوود ساخته شدهاست. وبرندهٔ دو اسکار بهترین فیلم وکارگردانی .به نظرم سکانس پاياني فیلم در فرودگاه این فیلم رايكي از بهترین فیلمهای عاشقانهٔ تاریخ سینما ساخته است. وداع تلخ و فداکارانه ای با معشوق.آنجا که صدای موتور هواپیما لحظه جدایی را نا آرام تر جلوه می کند!
+Nuovo cinema Paradiso (1988)*
سینما پارادیزو حقیقتاشاهكار جوزپه تورناتوره ایتالیایی دوست داشتنی! است. برنده اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان در ۶۲امین مراسم اهدای جایزه اسکاربا موسیقی فوق العاده ی انیو موریکونه آهنگساز برجسته ایتالیایی.فیلمی که با نگاه نوستالژيك به سالهاي بعد از جنگ دوم جهاني باز ميگردد و با انتقاد از فرهنگ حاكم و نفوذ كليسا (آن هم از نوع كاتوليك) در آداب و رسوم و بخصوص هنر در آن زمان سخن ميگويد. فیلمی درباره سینما،فقر فرهنگي، سانسور، عشق و انسانيت که به جای صحبت درباره آن باید بارها وبارها آن را دید!
افسانه ۱۹۰۰ اثر ویژه دیگری از تورناتوره و اينوموريكونه. یک درام فانتزى درباره موسيقى است که با نگاه نوستالژيك، ويژه کارگردانش، اداى دينى به اينوموريكونه آهنگساز محسوب مى شود !لحظه لحظه فضاى فيلم در ملودى هاى آن مشهود است و از آن جا كه قرار بوده اين بار موريكونه براى فيلمى با موضوع يك موسيقيدان نابغه آهنگ بسازد، به نظر مى رسد با كار دشوارى رو به رو بوده كه از عهده آن به خوبى برآمده است. یک کارگر کشتی در اولین روز از اولین ماه اولین سال قرن بیستم نوزادی در یک کشتی پیدا می کندو نام او را ۱۹۰۰ می گذارد . اویک نابغه موسیقی از آب در می آید و هیچ وقت پایش را از کشتی بیرون نمی گذارد!این فیلم در واقع تمثيلى از تنهايى انسان است. ۱۹۰۰ نمى تواند خود را با جهان بى انتها وفق دهد، اما مى تواند با ۸۸ كليد پيانو، شاهكارهاى بى انتها خلق كند.او در پايان نتيجه مى گيرد،چيزى كه انتها ندارد، انسان است و مى گويد: «اين تويى كه بى انتهايى و با آن كليدها آهنگى مى سازى كه بى انتهاست».
+ The Merchant of Venice (2004)
تاجر ونیزی بر اساس نمایشنامه ای از ویلیام شکسپیر وبابازی آل پاچینو در نقش یک یهودی رباخوار یک فیلم بی ستاره خیلی قشنگ بود.موسیقی متن فیلم کاری از خانم ژاکلین پوک بود که در استفاده از سازهای قرون وسطایی در نوع خودش بینظیر بود.و انطور که در جایی خواندم مانند تمام فیلمهای هالیوود که جانب دارانه ساخته می شوند ، این فیلم نیز خالی از تعصبات و بزرگ نماییها نبود و اینبار کفه ترازو به نفع مسیحیان سنگینی می کرد، بطوریکه از چهره یهودی یک انسان بی صفت ساخته بود. در نمایشنامه ی شکسپیر اصلا بر روی یهودیت این فرد تاکید نشده بود .
زندگی من داستان مردی است که به علت ابتلا به بيماری سرطان چند ماه بيشتر از زندگی اش باقی نمانده، از طرفی همسر وی (نیکول کیدمن) حامله است. او تصميم می گيرد كه برای فرزند به دنيا نيامده اش زندگی اش را نقل كند.امید به زندگی واستفاده از فرصتهایی که داریم.بد نبود
آناتومی داستان یک گروه تحقیقات غیر قانونی در یک دانشکده پزشکی است که از انسانهای واقعی مولاژ می سازند! به طور کلی و جزئی فیلم ترسناک اصلا دوس ندارم !خیلی فیلم بی خودی بود به نظرم!
واین داستان ادامه دارد....


